مدتیه که حوصله نوشتن ندارم. سرم گرم پروژه بزرگتری هست. درد اصلی هم اینه که برای نوشتن باید انگیزه داشت. فعلا که نه انگیزه ای هست و نه حوصله ای. یادمه یه زمانی 2-3 نفر بهم گفته بودند که اگه صرف نوشتن در مورد استرالیا نبود اصولا مطالب من ارزش وقت تلف کردن نداشت. خب حتما حق داشتند. یه مشکل انگیزشی که اخیرا پیدا کردم اینه که اصولا هیچ رابطه یکطرفه ای سرانجام خوشی نداشته. صاحب بلاگی که فقط مطلب بزنه و مثلا اطلاعات از خودش در کنه اما اطلاعاتی کسب نکنه زیاد نمیتونه به این وضعیت ادامه بده. از بابت نداشتن اطلاعات و راهنمای خوب که راه و چاه رو بهم بگه اینقدر ضرر کردم که حالم حسابی بده. جای شکرش باقیست که ضررمالی هست نه جانی. بگذریم
این مدت خیلی خودم رو درگیر بررسی وضعیت بلاگ و کامنت ها کرده بودم و برای خودم الکی دردسر درست کرده بودم. آخه یکی نیست بگه بچه آبت کم بود نونت کم بود بلاگ زدنت برای چی بود؟ اونهایی که انتظار داشتی مطالبت رو بخونند و کامنت بدند که سالی یکبار هم بلاگت رو باز نمی کنند. بعبارتی "بدبخت برای کی داری می بلاگی؟ اینها که همه خوابن!!!". البته نباید منکر جنبه مثبت بلاگیدن هم بشم. بزرگترین ثمره این قضیه برای من آشنایی با تعدادی از دوست داشتنی ترین افراد زندگی ام بوده
در حال حاضر بنظرم میاد اون وقتی که برای بلاگیدن میگذارم رو باید صرف امور مهمتری کنم. برای اینکه تیر خلاص رو هم به خودم زده باشم چند تا کار زیر رو میکنم که البته فعلا همچین برنامه ریزی دقیقی هم براش ندارم اما ظرف چند روز اخیر تغییرات رو خواهید دید:
1- برای اینکه نوشته هام کپی پیست کاری نشه آرشیو تعطیل میشه
2- شرقترین بزودی حذف میشه از بیخ و بن. اطلاعاتش رو ممکنه برای دلخوشی نوه هام یه جایی ذخیره کنم تا آینده گان بعدا باهاش کتاب چاپ کنند و میلیونر بشن
در مورد بلاگ انگلیسی هنوز تصمیم نگرفتم. فعلا حالم از بلاگیدن اینقدر بد هست که ممکنه اونو هم منفجر کنم. حمید دینامیت چی
پ.ن: با توجه به خیل عظیم نامه ها و ارسال پیغام از سراسر دنیا و میتینگ های سراسری - بابت تعطیلی این بلاگ - که به تعطیلی بسیاری از شرکتها و موسسات لطمه سنگین وارد کرده بطوری که افت سنگینی رو هم به بورس های دنیا وارد شده لازم دونستم که بجهت روشن شدن افکار عمومی یه سری توضیحات پیرامون این پست بدم. باشد که برادر جان هاوارد از ما راضی باشد که من هرگز راضی به دیدن ضررهای مالی بورس نبوده و نیستم
اولا من از کسی دلگیر نیستم و بحث سوتفاهم و سوتفاوت و سوتغذیه و این حرفا نیست. من فقط حس میکنم که این بلاگ زیادی وقتم رو گرفته. همین و بس. بنظرم برای خودم ارزشش رو نداره. اگه شما جای من بودین حاضر بودین بخاطر رضای دوستان از وقتتون مایه بگذارین در صورتی که هزار تا کار مهمتر داشته باشین. درسته که خاطر دوستان عزیزه ولی باور کنین وقت طلاست
بعدش هم من تیر خلاص رو به شرقترین زدم نه به خودم. بنابراین زیادی دچار شوک نشین. من سالم و سرحال سر جام نشستم و حالم هم خوبه. این تصمیم به تعطیلی ناشی از تصمیم امروز و دیروز نیست. من ده بار شده که تا مرز حذف کلی بلاگ رفتم منتهی نتونستم این فرزند ناخلف رو قربونی کنم. نمیدونم میتونم مثل ابراهیم نبی سر اسماعیل رو برای رضای خودم قربونی کنم یا نه
نکته آخر هم اینکه یه سوتفاهمی هم ما با این آبجی مون پیدا کردیم که حل شد و ما شرمنده جات شدیم. امان از پیری و فراموشکاری. آبجی ما رو حلال کن. آرشیو برگشت سر جای اولش
از تمام دوستان که تلفنی و ایمیلی و چتی و کامنتی ابراز لطف نمودند کمال تشکر رو دارم و برای بازماندگان این بلاگ آرزوی سلامتی و بقای عمر برای فرزند ناخلف دوم رو داریم. اجرکم عندالله
پ.ن 2: خب ما به سلامتی رسما همین جا اعلام میکنم که کم آوردم و نمی تونم سر این فرزند حرف گوش نکن و وقت تلف کن رو قربونی کنم. قصابی حمید و شرکا
من باب اینکه سوتفاوتی نشه باید بگم که باز کردن کامنت دونی در حال حاضر ربطی به بازگشت و اینا نداره. بازش کردم بهمون دلیلی که تا الان برایم منشا آشنایی با دوستان خوبم بوده. همین و بس
این مدت خیلی خودم رو درگیر بررسی وضعیت بلاگ و کامنت ها کرده بودم و برای خودم الکی دردسر درست کرده بودم. آخه یکی نیست بگه بچه آبت کم بود نونت کم بود بلاگ زدنت برای چی بود؟ اونهایی که انتظار داشتی مطالبت رو بخونند و کامنت بدند که سالی یکبار هم بلاگت رو باز نمی کنند. بعبارتی "بدبخت برای کی داری می بلاگی؟ اینها که همه خوابن!!!". البته نباید منکر جنبه مثبت بلاگیدن هم بشم. بزرگترین ثمره این قضیه برای من آشنایی با تعدادی از دوست داشتنی ترین افراد زندگی ام بوده
در حال حاضر بنظرم میاد اون وقتی که برای بلاگیدن میگذارم رو باید صرف امور مهمتری کنم. برای اینکه تیر خلاص رو هم به خودم زده باشم چند تا کار زیر رو میکنم که البته فعلا همچین برنامه ریزی دقیقی هم براش ندارم اما ظرف چند روز اخیر تغییرات رو خواهید دید:
1- برای اینکه نوشته هام کپی پیست کاری نشه آرشیو تعطیل میشه
2- شرقترین بزودی حذف میشه از بیخ و بن. اطلاعاتش رو ممکنه برای دلخوشی نوه هام یه جایی ذخیره کنم تا آینده گان بعدا باهاش کتاب چاپ کنند و میلیونر بشن
در مورد بلاگ انگلیسی هنوز تصمیم نگرفتم. فعلا حالم از بلاگیدن اینقدر بد هست که ممکنه اونو هم منفجر کنم. حمید دینامیت چی
پ.ن: با توجه به خیل عظیم نامه ها و ارسال پیغام از سراسر دنیا و میتینگ های سراسری - بابت تعطیلی این بلاگ - که به تعطیلی بسیاری از شرکتها و موسسات لطمه سنگین وارد کرده بطوری که افت سنگینی رو هم به بورس های دنیا وارد شده لازم دونستم که بجهت روشن شدن افکار عمومی یه سری توضیحات پیرامون این پست بدم. باشد که برادر جان هاوارد از ما راضی باشد که من هرگز راضی به دیدن ضررهای مالی بورس نبوده و نیستم
اولا من از کسی دلگیر نیستم و بحث سوتفاهم و سوتفاوت و سوتغذیه و این حرفا نیست. من فقط حس میکنم که این بلاگ زیادی وقتم رو گرفته. همین و بس. بنظرم برای خودم ارزشش رو نداره. اگه شما جای من بودین حاضر بودین بخاطر رضای دوستان از وقتتون مایه بگذارین در صورتی که هزار تا کار مهمتر داشته باشین. درسته که خاطر دوستان عزیزه ولی باور کنین وقت طلاست
بعدش هم من تیر خلاص رو به شرقترین زدم نه به خودم. بنابراین زیادی دچار شوک نشین. من سالم و سرحال سر جام نشستم و حالم هم خوبه. این تصمیم به تعطیلی ناشی از تصمیم امروز و دیروز نیست. من ده بار شده که تا مرز حذف کلی بلاگ رفتم منتهی نتونستم این فرزند ناخلف رو قربونی کنم. نمیدونم میتونم مثل ابراهیم نبی سر اسماعیل رو برای رضای خودم قربونی کنم یا نه
نکته آخر هم اینکه یه سوتفاهمی هم ما با این آبجی مون پیدا کردیم که حل شد و ما شرمنده جات شدیم. امان از پیری و فراموشکاری. آبجی ما رو حلال کن. آرشیو برگشت سر جای اولش
از تمام دوستان که تلفنی و ایمیلی و چتی و کامنتی ابراز لطف نمودند کمال تشکر رو دارم و برای بازماندگان این بلاگ آرزوی سلامتی و بقای عمر برای فرزند ناخلف دوم رو داریم. اجرکم عندالله
پ.ن 2: خب ما به سلامتی رسما همین جا اعلام میکنم که کم آوردم و نمی تونم سر این فرزند حرف گوش نکن و وقت تلف کن رو قربونی کنم. قصابی حمید و شرکا
من باب اینکه سوتفاوتی نشه باید بگم که باز کردن کامنت دونی در حال حاضر ربطی به بازگشت و اینا نداره. بازش کردم بهمون دلیلی که تا الان برایم منشا آشنایی با دوستان خوبم بوده. همین و بس
15 نظر:
سلام من مریم ادمین سایت "بعضی" ها هستم. ;). فکر کنم یه مطلب از شما گذاشته بودم رو سایت و اونم با اجازه قبلی. البته اگه سوءتفاهمی ایجاد کرده بود من مطلب رو برداشتم. البته تو وبلاگهام که به همین اسمه تو پرشین بلاگ و بلاگفا راجع به قضیه توضیح دادیم. بازم معذرت.
سلام
کامنت دوني رو باز کردين؟
گناهي اين وبلاگ فارسي تير خورده
:)
هر چند اميدوارم که کارها به خوبي پيش بره...اماخوب شد اينجا رو نبستين ... خيلي زود دلتون براي اينجا تنگ ميشه
:)
فرار ميکنيم :)
پر جان
جوابت رو که تو پی نوشت دادم. کارها هم خوبه. سرگرم خوندن و سی دی دیدن هستم. دلم هم تنگ شده اما باید پا روی دل گذاشت
نیازی به فرار هم نیست. کامنت ها رو سعی میکنم هر از چندی بهش جواب بدم
ممنون از لطفت
خوش آمدی شرق ترین. ما که همیشه منتظر نوشته های وبلاگی طناز شما هستیم. بازم ولکام
واقعیت در این برحه از زمان این است که به جان مولا یه کم حال کردم کم آوردی.
خوشحالم که این در باغ سبز رو دوباره باز کردی مومن.
کار و بار چطوره؟ گفته بودی یه خورده سرت شلوغ شده خلوت شد؟ به هر حال چی کار کنیم دیگه. فعلاً مخلصیم تا ببینیم چی میشه. چیکار میکنی با بوش عزیز. مالیاتهاتون رو خوب جان هاوارد داره میکنه تو دهنش. نگی جان تو ما بن لادنم.
موفق باشی.
هما
من تشکر ایلیرم. منتهی ایلده فکر کنم پی نوشت رو خوب نخوندی
حالا فعلا مرغ یه پا داره شاید بعدا معجزه ای شد تو این هزاره سوم و اینا
بهروز جان
جان هاوارد با مالیات های ما کارهای مهمتری داره انجام میده. مثلا 400 میلیون دلار خرج اتینا برای روسای ایپک میکنه آتش بازی براشون راه میندازه دهن مردم سیدنی رو سرویس میکنه
خلاصه داداش دست رو دلمون نگذار
البته موقع انتخابات که نزدیک هم هست اگه خدا بخواد یه حال اساسی بهش میدم که جاش درد بگیره
:)
خوب حداقل خوشحالم كه كامنت دوني باز شد لااقل يه چند تا كامنت مي تونيم بگذاريم
به اميد اينكه دوباره حال كني بنويسي
;)
می بینم که کم کم داری پیشرفت می کنی و ...
نزن نزن، جون تو پی نوشت رو خوندم
ولی خوب به هر حال این هم خودش یه قدمیه دیگه، می خوای بگی نه؟
;)
شاد باشی. فقط همین
درود
جمال داش حمید گل رو عشق است..
بابا خیلی با حاله که برگشتی
کلی از وبلگ انگلیسیو پست آخرت حظ فایض بردیم...
باش!!!
شادزی.
سعید
سلام
خوشحالم دوباره برگشتين
يك سوال با عرض شرمندگي:
مدارك مايكروسافت چقدر تو كار پيدا كردن اونجا تاثير داره؟داشتن و نداشتنش فرقي هم داره؟
ممنون
سلام خدمت دوستان
من مطلب نمی نویسم هر چند تو وبلاگ انگلیسی یه چیزایی بلغور میکنم
رضا خان
جواب سئوالت رو تو پست قبلی ام نوشتم.بخونش
پست قبلی
سلام
خیلی ممنون
از آشنايي با شما خوشبختم
موفق باشيد
وبلاگ خوبي داريد
موفق باشيد
رفیق
خیلی باحالی به مولی
احسان خان.تشکر.شما لطف دارین
ارسال يک نظر